حسن بن الفضل الطبرسي ( مترجم : ميرباقري )
18
مكارم الأخلاق ( فارسي )
حضرت به او فرمود : اين پرده را بردار كه چون به آن مىنگرم به ياد دنيا و زيورهايش مىافتم ، دل از دنيا برگرفت و فكر آن از صفحه دل بزدود ، و هرگز مايل نبود كه تجمل و زيورهاى آن در برابر چشمش باشد كه نكند كه چيزى از آنها را بزندگى خود راه دهد . نه دنيا را قرارگاه خود مىدانست و نه آرزوى مقام و پاييدن در آن را داشت دنيا را بتمامه از صفحه جان و دل براند و لوح دل را از آن بزدود و اين چنين كسى كه چيزى را دشمن مىدارد نگاه به او و يادآورى او را نيز مبغوض ميشمارد . در اخلاق و روشنى حضرت نبى اكرم ( ص ) چيزهايى بود كه ترا به بدى دنيا و نواقص بيحد آن دلالت مىكند وقتى كه نبى اكرم با آن مقام مخصوصى كه نزد خدا داشت غالبا گرسنه بسر ميبرد و با آن همه مقام ارجمندى كه نزد حق داشت زيورهاى دنيا دامن از او برچيد و هرگز بسويش نيامد خردمند بايد كه بديده خرد بنگرد كه خداوند با اين كار مىخواست رسولش را گرامى بدارد ؟ ! و يا مورد اهانت و تحقير قرار دهد ! اگر بگويد كه قصد توهين داشت كه به خدا دروغ بسته و بهتانى بزرگ زده و اگر معتقد باشد كه خداوند با اين كار پيامبرش را مورد تكريم قرار داده پس آنانى را كه مورد توجه و روى آورى دنياى ناچيز قرار داده دنيا را كه از نزديكترين خلق خود بر كنار زده كوچك و خوار شمرده است . اگر كسى به نبى اكرم تأسى كند و قدم جاى قدم او نهد كه چه بهتر و گر نه از هلاكت و بدبختى ايمن نخواهد بود كه خداوند محمد ( ص ) را وسيله توجه به قيامت و بشارت دهنده به بهشت و آخرت و ترساننده از عذاب و عقوبت قرار داد ، از دنيا گرسنه بيرون رفت ، و بآخرت سالم وارد گشت ، و تا دم مرگ خشتى بر خشتى ننهاد ، و باز خداوند بر ما بزرگ منتى نهاده كه پيشوايى بزرگ چون محمد ( ص ) پيش روى ما نهاد و امير مؤمنان ( ع ) را بعنوان الگو و راهنمايى بىبديل فراراه ما قرار داد ( كه از او پيروى كنيم و يا به پايش برويم ) كه فرمود : ( به خدا لباسم را چندان بوصله دادم كه از وصله زن خجلت كشيدم ، و گوينده اى به من گفت : دگر اين جامه را دور نمىافكنى ؟ ! و از آن دست برنمىدارى ؟ ! در جوابش گفتم : دور شو ، كه بامداد پگاه راه پويان و روندگان